روزهایی که روی سه خط مترو سفر میکنم، رد غصهی آدمها را که روی شیشههای مترو چسبیده و لکههای تنهاییشان که واگن را پوشانده، با خودم برمیدارم و توی کولهام میگذارم. کولهام زرد، آبی، سبز و قرمز است. هر جایاش یک رنگ. شاید من را دیده باشید؛ در ایستگاه شلوغ تئاترشهر، روی پلههایی که از خط زرد به آبی میروند. مثل آدمی که از بیابان به رودخانه میرسد. از کویر به دریا. خاطرههایی که توی سر آدمها میچرخد مثل ابرهای کوچک بارانزا جمع میشود توی قطار و برای همین هر چقدر که مترو به ته خط نزدیکتر می
برچسب:
نویسنده: هستی اسدیپور
تاريخ: شنبه
8 آذر
1404 ساعت: 23:36